وبلاگ رسمی روزنامه آسیا

وبلاگ رسمی روزنامه آسیا

مجموعه مقالات رسمی روزنامه آسیا در زمینه اقتصاد و سیاست
وبلاگ رسمی روزنامه آسیا

وبلاگ رسمی روزنامه آسیا

مجموعه مقالات رسمی روزنامه آسیا در زمینه اقتصاد و سیاست

ایران و مدیریت بحران خاورمیانه ، حسن فتحی



حضور ایران در کنفرانس وین2 درباره وضعیت سوریه را باید از دستاوردهای برجام و مذاکرات صورت‌گرفته با گروه 1+5 به حساب آورد که از اهمیت بسیاری برخوردار است و نشان از تعامل دیپلماتیک  با جهانیان خصوصا با کشور‌های منطقه دارد.

سوریه سال‌هاست که با مشکلات بسیاری از جمله تروریسم لجام‌گسیخته‌ای مواجه است که علاوه بر اینکه تمامیت ارضی آن را هدف قرار داده، این کشور را به ویرانه‌ای تبدیل کرده که راه رهایی از آن مشکل به نظر می‌رسد، زیرا تروریست‌ها از حمایت‌هایی در داخل و خارج از سوریه برخوردار بوده و توانسته‌اند علاوه بر سوریه در عراق نیز ریشه بدوانند.

وضعیت ناگوار سوریه سبب گردیده افکار عمومی منطقه و جهان به مسائل و مشکلات این کشور جلب شده و این ذهنیت به وجود آید که اگر بحران سوریه و تروریسم خونریز در آن مهار نشود، تمامی منطقه و حتی جهان درگیر بحرانی ناخواسته خواهد شد که عواقب ناگواری برای همه در پی خواهد داشت.

نشست «وین2» که با حضور وزرای خارجه  کشورهای تاثیرگذار در سوریه از جمله ایران، آمریکا، عربستان، روسیه و ترکیه برگزار شده، درصدد یافتن راه حلی اصولی و منطقی، نه‌تنها برای سوریه، بلکه برای عراق و سرزمین‌هایی است که با این نوع از تروریسم دست به گریبان هستند.

اگرچه ممکن است نشست «وین2» با نتایج قابل قبولی همراه نباشد و به حل‌وفصل نهایی بحران سوریه منجر نشود، اما آنچه در این شرایط اهمیت دارد حضور این تعداد وزیر خارجه و هیات‌های دیپلماتیک درباره وضعیت  کشوری است که به خودی خود قادر به دفاع از خود نیست. همچنین بر این واقعیت صحه می‌گذارد که برای حل‌وفصل مشکلات می‌توان و باید به دیپلماسی متوسل شد.

در طول سال‌هایی که از پیدایش این وضعیت در سوریه می‌گذرد، پای کشورهای بسیاری به این سرزمین کشیده شده و کنترل اوضاع از دست دولت مرکزی و حتی دوستان و یا مخالفان دمشق خارج شده است. به همین دلیل نشست «وین2» می‌تواند سرآغاز دوران جدیدی در حل مشکلات منطقه‌ای باشد که قادر است به دیگر مناطق بحران‌زده در خاورمیانه و خلیج فارس نیز گسترش یابد.

حضور ایران در این نشست که اولین حضور در نشست‌های مرتبط با سوریه است، نشانه مشارکت و پذیرش ایران در مدیریت بحران خاورمیانه است که تعامل دیپلماتیک با تهران را آشکار ساخته و در صورت استمرار، می‌تواند به بازگشت ایران به جایگاه واقعی خود کمک کند. به همین دلیل حتی اگر نشست «وین2» با نتیجه ملموسی نیز همراه نباشد، از این زاویه به نفع ایران و دیپلماسی ایرانی است که دستاوردش را درباره برجام نیز مشاهده کرده‌ایم.

ایران و اقتصاد‌های نوپا - حسن فتحی

سفر‌ها و دیدار هیات‌های سیاسی و اقتصادی و تجاری خارجی به ایران و مذاکراتی که صورت می‌گیرد، نشان از تحولی جدید در


 ایران دارد که به مذاق آنها خوش آمده و سبب گردیده ایران بار دیگر به کانونی برای تبادلات گوناگون در منطقه و حتی جهان تبدیل 


شود. آنچه حاصل شده ناشی از دستاوردهای #برجام و تحولاتی است که در دیدگاه‌های دولت ایران و به تبع آن در میان جهانیان


نسبت به تهران به وجود آمده و راه را برای تغییر و تحول هموار ساخته است.


در میان کشورهایی که به روی ایران آغوش گشوده‌اند باید به #برزیل اشاره کرد که هرچند در سال‌های نه‌چندان دور رابطه قابل 


 قبولی با تهران داشت، ولی با روی کار آمدن خانم «#روسف» این روابط دچار تغییراتی گردید که به نفع تهران نبود. به همین دلیل 


سفر هیات برزیلی به تهران و حضور ایران در جمع اقتصادهای نوپا را باید جدی گرفته و از آن استقبال کرد، زیرا در سایه این


روابط وتبادلات است که می‌توان اقتصاد را متحول کرده و به جاده ترقی و شکوفایی سوق داد.

 

به گفته مسئولان #صندوق_بین‌المللی_پول، «ایران اقتصاد نوظهور است». لذا این اقتصاد نوظهور نیاز به نقشه راه برای خروج از 


انزوا و تقویت تعامل با جهانیان دارد تا قادر به حرکت در جاده ترقی و رشد باشد. در این راستا برزیل از کشورها و اقتصادهایی


است که قادر است به یاری ایران شتافته و آن را در غلبه بر مشکلات کمک کند.


عضویت ایران در #بریکس و بانکی که با یکصد میلیارد دلار سرمایه راه‌اندازی شده و تقویت رابطه با کشورهایی نظیر برزیل که


از اقتصاد‌های جدید و پویا به‌شمار می‌روند از گام‌هایی است که باید برداشته شده و تقویت شود تا دریچه‌های جدیدی به روی ایران و 


اقتصاد این کشور گشوده شود.


اقتصاد‌های نوپا در مقایسه با اقتصاد‌های قدرتمند جهان نظیر #آمریکا و #آلمان از انعطاف بیشتری برخوردار بوده و قابل‌دسترس‌تر 


هستند. در این میان برزیل نشان داده که می‌تواند موثر واقع شده و در دوران #پساتحریم در برخی زمینه‌ها راهگشا باشد. زمینه‌هایی 


که ممکن است برای دیگران خوشایند و دلچسب نباشد.


ایران در دوران جدید باید از رابطه حداکثری با جهانیان بیشترین بهره را برده و بتواند در مسیری که در پیش گرفته، فرصت‌ها را 


شکار کند تا آثار شوم تحریم‌ها و محدودیت را از بین برده و زمینه مساعدی برای تعامل و همراهی پدید آورد.


ولی آنچه در این میان باید مورد توجه قرار گیرد، ایجاد رابطه حساب شده و منطقی با کشورهایی است که مایل به تقویت رابطه با 


ایران و همکاری در زمینه‌های مختلف هستند تا دو طرف از این تعامل و همکاری بهره‌مند شده و به استحکام و استواری دوستی‌ها


اقدام کنند. 


کاهش صادرات غیرنفتی ایران و سیاست‌های ارزی دولت، امیر میری





طبق گفته مقامات رسمی، صادرات غیر نفتی 6 ماهه اول سال 94 به بیش از 20 میلیارد دلار رسیده و این نشان‌دهنده این است که ایران تا آخر سال به هدف از قبل تعیین‌شده خود دست نخواهد یافت. همچنین دلیل کاهش ارزش صادرات ایران را پایین آمدن قیمت جهانی نفت و به تبع آن تولیدات پتروشیمی و مشتقات نفتی اعلام کرده‌اند. مهم‌ترین بخشی که بر صادرات غیرنفتی تاثیر گذاشته، صادرات میعانات گازی بوده که کاهش 40 درصدی را تجربه کرده است. اما سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که اگر صادرات غیرنفتی ما همچنان به قیمت نفت بستگی دارد، پس چرا دولت از ارز گران حمایت می‌کند و پیدا و پنهان از کاهش قیمت ارز به دلیل افزایش صادرات غیر نفتی جلوگیری می‌کند؟ اکثر کارشناسان اقتصادی نظریه‌ای را قبول دارند، مبنی بر اینکه گران بودن ارز خارجی نسبت به پول ملی هر کشور، باعث افزایش میزان صادرات آن کشور خواهد شد.این نظریه از سال‌های پیش که بحران مالی شرق آسیا به‌وجود آمد، به عنوان یک فرمول مهم پذیرفته شده و حتی کشوری مانند آمریکا در زمان جرج بوش با دستکاری در نرخ ارز توانست صادرات خود را به نحو چشمگیری افزایش دهد. دقیقا همان کاری که کشور چین ده‌ها سال است که با پایین نگه داشتن مصنوعی ارزش یوان به این موفقیت دست یافته است. متاسفانه در ایران برخلاف پیش‌بینی‌ها، با کاهش ارزش پول ملی، هیچ گاه افزایش صادرات به معنای حقیقی آن صورت نگرفت و با اینکه قیمت ارز‌های جهانی طی یک دوره تقریبا یک ساله‌ونیم به بیش از سه برابر رسید، این کاهش ارزش به تقاضا برای کالا‌های ساخت ایران در بازار‌های جهانی منتهی نشد. دلیل اینکه چرا اقتصاد ایران نمی‌تواند از این افزایش ارز سود ببرد بسیار روشن است؛ اقتصاد ایران بیشتر صادر کننده کالا‌های غیر نفتی مرتبط با نفت است. در واقع ایران کالا‌های مشتق شده از نفت را غیرنفتی محسوب می‌کند و برای همین هم صادرات غیرنفتی ما، متاثر از قیمت‌های نفت در بازار‌های جهانی است. دلیل آنکه کشوری مانند کره‌جنوبی در زمان بحران شرق آسیا، از کاهش ارزش پول ملی خود سود برد، داشتن کالا‌هایی با کیفیت مناسب در آن زمان بود. کره‌ای‌ها توانستند در رقابت با ژاپن و کشور‌های اروپایی محصولات با کیفیت خود را ارزان‌تر به فروش رسانند و بازار‌های جهانی را به راحتی فتح کنند. البته باید بدانیم دولت کره این کاهش را به صورت مصنوعی انجام نداد، اما توانست این بحران را که خودش در به‌وجود آمدن آن نقش چندانی نداشت مدیریت کرده و به فرصت تبدیل کند. حال اگر کشوری مانند ایران که در طول سال‌های گذشته نتوانسته کالا و یا برند خاصی به‌وجود آورد که دارای تقاضا در بازار‌های جهانی باشد، چطور می‌تواند از این کاهش ارزش ملی سود ببرد؟ ثانیا یکی از دلایل پایین‌بودن کیفیت کالا‌های ایرانی نیز نداشتن دستگاه و تجهیزات پیشرفته تولیدی است که قدرت رقابت را از شرکت‌های ایرانی ربوده. جالب این است که همین گران بودن ارز طی دو سال گذشته باعث گران شدن ورود تجهیزات و دستگاه‌های مرتبط با تولید شده است، که کارخانه‌ها را از مدرن کردن تجهیزات خود منصرف کرده و این باعث به‌وجود آمدن یک سیکل معیوب شده که همچنان ادامه دارد. در اینجا تنها می‌توانم به مدیران و تصمیم‌گیرندگان کشور این نکته را متذکر بشوم که ابتدا کارخانه‌های ایران را مدرن کنید تا بتوانند کالایی در سطح جهان تولید کنند و بعد به بهانه حمایت از صادرات، با دستکاری در بازارهای ارز از سقوط ارز‌های خارجی جلوگیری کنید.

تقویت صادرات و فرصت‌سازی، حسن فتحی





از روزی که مذاکرات با گروه 1+5 آغاز شد، تا امروز که گام‌های مهمی در راستای تعامل با جامعه جهانی برداشته شده و برجام با پشت‌سر گذاشتن روز تصویب، خود را به روز اجرا نزدیک می‌کند، همواره عده‌ای که دلشان با دولت و ملت همراه نیست با بوق و کرنا بر این مساله تاکید دارند که نه مذاکرات راهگشاست و نه برجام قابل اتکا.

در عصر جدیدی که آغاز شده یکی از مسائلی که باید مورد توجه قرار بگیرد، تغییر دیدگاه تولیدکنندگان و بازرگانان به مساله صادرات و اولویت‌بخشیدن به این مقوله است که ایران باید از واردکننده به یک صادرکننده قابل اعتماد تبدیل شود. زیرا فرصت به وجود آمده از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و نیاز است بخش خصوص واقعی و راستین در کنار دولت زمینه مساعدی برای توسعه صادرات فراهم آورد. به گفته ظریف، وزیر امور خارجه؛ «اگر از فرصت موجود استفاده نشود ناامیدی به فعالان اقتصادی و مردم تزریق می‌شود». اگرچه بر اساس گفته‌های ظریف دوران تلخ تحریم‌ها و سیاه‌نمایی در ایران پایان یافته، اما زمانی می‌توان به حرکت اقتصاد در مسیر رشد و توسعه امیدوار بود که اقتصاد و تولید صادرات‌محور مورد توجه قرار گرفته و در آن راستا حرکت شود.

در این میان آنچه بیش از همه مشهود است و باید مورد توجه قرار بگیرد، تلاش سودبرندگان از تحریم‌ها و یا به قولی دلالان تحریم برای دلسردکردن مردم است. این عده که منافع خود را در فداکردن منافع ملی و زیرپا گذاشتن و نفی خواسته‌های مردم می‌دانند، تصور می‌کنند با دلسردکردن مردم قادرند مانع فروپاشی روند نامساعد پیشین گردیده و راه رشد و شکوفایی را مسدود کنند.

یکی از راه‌های تغییر شرایط و تبدیل ناملایمات به فرصت، خارج ساختن بازار از کسادی و تقویت رابطه دولت با بخش خصوصی واقعی است تا صادرات که در این سال‌ها به فراموشی سپرده شده، در سرلوحه برنامه‌ها قرار گرفته و اجناس باکیفیت ساخت ایران بار دیگر قدم به صحنه رقابت نهاده و جایگاه واقعی خود را در بازار‌ها به دست بیاورند.

ایران از توان و قدرت کافی برای تبدیل شدن به یک صادرکننده قابل اتکا برخوردار بوده و قادر است با تغییر روحیه و دیدگاه تولیدکنندگان و فعالان بخش اقتصادی، یار و یاور دولت باشد.

فرصت به دست آمده که به تدریج آماده می‌شود را باید جدی گرفته و با نادیده‌گرفتن سم‌پاشی‌ها و اقدامات آنهایی که درصدد دلسرد کردن ملت و دولت هستند، برجام را به عاملی برای خروج از بحران و قرارگرفتن در جاده رشد و ترقی تبدیل کنیم.

پیروزهای کانادا در فکر فرصت سازی، آرش سیف‌زاده





ظرف روزهای اخیر انتخابات کانادا برگزار شد. انتخاباتی که بی‌گمان نتایج آن از ابعاد مختلف برای ایران مهم و تاثیرگذار خواهد بود. حزب محافظه‌کار که در سال‌های اخیر زمام امور را در کانادا در اختیار داشته در همان روزهای ابتدایی به بهانه‌ عدم امنیت کارکنان، سفارتخانه‌ کشور خود  را در تهران بست و روابط کنسولی خود را با ایران به طور کامل قطع کرد. انجام این کار علاوه بر مسکوت گذاشتن پروژه‌های مختلف تجارتی، عمرانی و سرمایه‌گذاری میان دو ملت، خلل  بی‌سابقه‌ای را برای خدمات کنسولی و آمد‌و‌شد شهروندان و افرادی از دو کشور ایجاد کرد. به خصوص اینکه جمعیت انبوهی از ایرانیان که در کانادا اقامت دارند وابستگی‌ها و ارتباطات محکم خود را با ایران حفظ کرده‌اند و بیشتر آنان حداقل سالی یک‌بار به ایران رفت‌و‌آمد داشتند و ایجاد این قطع رابطه برای آنان توام با مشکلات عدیده‌ای بوده است. این روند عدم خدمات کنسولی و صدور ویزا به خصوص برای پدر و مادرها و وابستگانی که بستگی‌شان به هم تنیده شده است، بسیار سخت و زجر دهنده بود.

با تصویب و قوت گرفتن تحریم‌ها این روند نمودی عینی‌تر به‌خود گرفت و دردسرها برای انواع مبادلات مراوده‌ای و تجاری بالاتر رفت. طوری که بسیاری از اهالی دو کشور عطای مراوده و تجارت را به لقایش بخشیدند و اهداف خود را در حوزه‌های تجاری دیگر و کشورهای بدون دغدغه قانون بین‌المللی پی‌گرفتند.

این در حالی بود که بسیاری از اهالی فن هم به‌رغم تحریم، مراودات تجاری خود را به طرقی که برایشان از نظر قانونی دردسر‌زا نباشد با ایران ادامه می‌دادند و از این طریق منتفع می‌شدند.

در این سال‌ها «استیون هارپر»، نخست‌وزیر کانادا از حزب محافظه‌کار، گردانندگی دولت را در اختیار داشت‌؛ حزبی که پیوندها و انتفاع پررنگی با لابی اسرائیل دارد و در قبال سیل انتقادها از طرف تاجران، شهروندان ایرانی‌تبار کانادا و احزاب مخالف‌، مقاومت کرده است و حرف خود و حزبش را به کرسی نشانده و با گذشت قریب به چند سال همواره بر این تصمیم پافشاری کرده بود و به حمایت بی‌چون و چرا از اسرائیل ادامه داد.

با توجه به نتیجه‌ انتخابات این روزهای کانادا و پیروزی حزب لیبرال به رهبری «جاستین ترودو» و تغییر در این چینش حکومتی، باید گفت که این روند با دقت از جانب چند گروه دنبال می‌شود‌؛ گروه اول: شهروندان ایرانی‌تبار و کسانی که بیشتر از همه به این تغییر احتیاج داشتند، چرا که پیوندهای خانوادگی و مراودات آنان به شدت به فراخور این قطع رابطه، آسیب‌دیده و حتی طبق گزارش‌های بعضی از نهادهای سلامت برای بسیاری از آنان منجر به بروز افسردگی ناشی از دوری یا مشکلات عدیده اقتصادی شده است. گروه دوم: تاجران و سرمایه‌گذاران از هر دو کشور که موانع به وجود آمده، سمت‌و‌سوی کاری آنها را به ناگهان از بسترهایی که با آن آشنایی داشته‌اند و در حال کار بوده‌اند منحرف کرده و امکان رشد را گرفته است و منتظر ایجاد تغییری بنیادین از سوی دولت جدید برای روی غلتک انداختن امور تجاری سودزا هستند و گروه سوم: سیاستمداران و اقتصادیون کلان‌نگر که درک از پویایی و قدرتمندی اقتصاد و فرهنگ دو کشور دارند و مترصد فرصتی برای رشد و ارتقای کشورهای خود بودند که زمینه آن را فراهم شده می‌بینند و حال باید راهکارهای خود را اجرایی کنند.

حال که پیروز انتخابات این دوره حزب لیبرال است، می‌توان گفت که به نوعی ورق برمی‌گردد و با توجه به افق‌ها و شعارهای این حزب، به نظر می‌آید که تغییرات عمده‌ای در روابط اقتصادی و سیاسی ایران و کانادا حاصل شود. به خصوص اینکه دو ایرانی‌تبار و یک افغان‌تبار آشنا با بسترهای فراهم ایران و گلایه‌مند همیشگی از سیستم در دوران صدارت حزب محافظه‌کار، در این انتخابات از حزب میانه‌روی لیبرال به مجلس راه یافته‌اند.  وزنه و علقه جبران روزهای گذشته و بهره‌وری از فرصت پیش‌رو اکنون فراهم است. اگر فرصت به درستی سنجیده و درک شود می‌توان انتظار روزهای خوب و پربار را برای دو کشور داشت.